یلداااااااااااااااااااا
یه شب یلدای قشنگ ....
امیدوارم سال دیگه شب یلدا و با همه کسایی که دوسشون دارم تقسیم کنم .
پ.ن. یلدا یعنی یادمان باشد که زنگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت
باران
باران
...
پنجره
...
یک فنجان قهوه
...
پ.ن. دلم میخواست الان خونه بودم و به جای سر و کله زدن با پمپ ها ، رو صندلی کنار پنجره می نشستم و با آهنگ ببار بارون استاد در تمام قطرات باران غرق می شدم و با لبخند مادرم مست می شدم ...
پ.ن. باران همیشه مرا بیش از پیش به رویا میبرد درست مثل الان که دلم میخواهد ....
زیباترین لحظه های زندگی من
زیباترین لحظه های زندگی من:
- ساعت ها زیر باران قدم زدن
- هدیه های غیر منتظره
- وقتی مطمئن میشی یکی همیشه انتظار لبخندتو داره
-لحظه هایی که چشما قشنگتر از زبون حرف میزنن
- یه دست گرم و مهربون
- وقتی بی هیچ دلیلی با صدای بلند میخندی
- لبخند تمام کسایی که دوستشون داری
-وقتی مخفیانه میشنوی دارن ازت تعریف میکنن
-آخر ماه و حقوق و یه عالمه خرید...:دی
-یه رقص دونفره رومانتیک
-وقتی خواسته هات مهمترین چیز دنیا میشه
-دریا ، غروب ، یه آرامش دونفره ...
-وقتی میفهمی یکی واسه یه شادی کوچیک تو ساعت ها برنامه ریزی کرده ....
-غرق شدن تو خاطرات و رویاپردازی های بزرگ
- وقتی مطمئن میشی تمام مناسبت های عشقولانه هیچ وقت کهنه نمیشه و همیشه منتظر یه جشن کوچولو واسشونی
-وقتی لز یه خواب بد بیدار میشی و میفهمی هر چی دیدی خواب بوده
-...
-...
-...
و خیلی چیزای دیگه...
من شادی های کوچیکمو با یه دنیا عوض نمیکنم
یک اتفاق تازه
احساسات قشنگ دیگران گاهی آدم و سرشار میکنه ....
درست مثل همین لحظه که سرشارم از احساس یه آدم دوست داشتنی ....
سبز
زندگی جدید من شروع شده ...
وقتی به پنج سال گذشته نگاه میکنم و تمام لحظه های خوب مقابل چشمانم قرار میگیرد به با هم بودنمان میبالم...
بهم رسیدیم با تمام سختی ها و آسانی ها ... خدایا ممنونیم
جشن عروسی ما زیباترین جشن با هم بودنمان بود... روزی که به همه اعلام کردیم با هم میمانیم تا هستیم....
.
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن ، پیوسته می کاهم ؟
زآنکه بر این پرده ی تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم
دکتر شفیعی کدکنی
آخرین روز تحصیلی 87
امسال تحصیلی هم تموم شد درست مثل همه سالها، خیلی خیلی زود... اونقدر که متوجه گذر زمان نشدیم..
گاهی وقتا دلم میخواد زمان زود بگذره اما وقتی میگذره خیلی دلم واسشون تنگ میشه....
امسال تحصیلی من تو دو تا دانشگاه بود... روزای اولی که اومدم اینجا از بودن توی دانشگاه احساس عذاب میکردم اما الان دوستای خوبی دارم ... مرسی خداجون به خاطر این همه مهربونیت...
15 اسفند
زیبایی با وجود تو معنا میگیرد....
تولدت مبارک....
شاید
با چشم های باز خوابیده ایم غافل از اینکه ...
1
یکی میگفت :
برای داشتن چیزی که نداشتی باید کسی باشی که نبودی...
هیچ وقت به این جمله فکر نکرده بودم ... همیشه دلم چیزایی و میخواسته که نداشتم اما نمی خواستم تو خودم تغییری بدم...
پ.ن. باید بیشتر فکر کنم....
...
اونقدرها هم سخت نیست... میتونی چشماتو ببندی ... یه لبخند بزنی ... و به بهترین جای دنیا بری... و خودتو اونجایی که میخوای ببینی ... و صدای زندگی و با تمام وجود احساس کنی...
پ.ن. دلم میخواد برم خونه
پ.ن.2 : دلم میخواد همه چیزهای خوبو یه جا داشته باشم
چ.ن3: دیروز یه روز خیلی خوب بود
...
تو دستکم کمی شبیه خود باش
در این زمانه هیچکس خودش نیست
کسی برای یک نفس خودش نیست
همین دمی که رفت و بازدم شد
نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نیست
همین هوا که عین عشق پاک است
گره که خود با هوس خودش نیست
خدای ما اگر که در خود ماست
کسی که بیخداست، پس خودش نیست
دلی که گرد خویش میتند تار،
اگرچه قدر یک مگس، خودش نیست
مگس، به هرکجا، بهجز مگس نیست
ولی عقاب در قفس، خودش نیست
تو ای من، ای عقاب ِ بستهبالم
اگرچه بر تو راه ِ پیش و پس نیست
تو دستکم کمی شبیه خود باش
در این جهان که هیچکس خودش نیست
تمام درد ِ ما همین خود ِ ماست
تمام شد، همین و بس: خودش نیست. (از قیصر امین پور)